محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5464
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كه مردان خويش را به معرض كشته شدن آورد ، سوى شهر همدان مىرويم ، و نزديك عبد الرحمان اردو مىزنيم ، تا اگر از او كمك خواستم كمك وى نزديك باشد و اگر نيازمند ما باشد كمكش كنيم ، به عرصهء وى باشيم و همراه وى نبرد كنيم » گفتند : « راى درست راى تست . » گويد : پس يحيى برفت و چون نزديك همدان رسيد يارانش او را رها كردند و بيشتر كسانى كه با وى فراهم آمده بودند پراكنده شدند . گويد : طاهر آهنگ همدان كرد و نزديك آن رسيد ، عبد الرحمان ياران خويش را بانگ زد و با آرايش برون شد و مقابل طاهر صف بست ، نبردى بسيار سخت كردند ، دو گروه ثبات كردند و كشته ( 414 و زخمى از آن جمله بسيار شد . » گويد : عبد الرحمان هزيمت شد و وارد شهر همدان شد ، روزى چند آنجا بماند تا يارانش نيرو گرفتند و زخمهاشان بهى يافتند ، آنگاه بگفت تا آماده شوند و سوى طاهر حمله برد . وقتى طاهر پرچمهاى او را بديد به ياران خويش گفت : « عبد الرحمان مىخواهد در عرصهء ديد شما در آيد و چون نزديك او شديد با شما نبرد كند و اگر هزيمتش كرديد سوى شهر شتابد و وارد آن شود و بر خندق شهر با شما نبرد كند و به كمك درها و حصار آن مقاومت كند و اگر هزيمتشان كرد جولانگاه وى وسيعتر شود و وسعت نبردگاه ، وى را به نبرد شما و كشتن هزيمتيان تواناتر كند . پس نزديك خندق ما وارد اردوگاهمان بمانيد ، اگر نزديك ما شد با وى نبرد مىكنيم و اگر از خندقشان دور شد نزديك او مىشويم . » گويد : پس طاهر به جاى خويش بماند ، عبد الرحمان پنداشت كه بيم ، او را از تلاقى و حمله آوردن باز داشته و در نبرد وى پيشدستى كرد . نبردى سخت كردند . طاهر ثبات كرد و بسيار كس از ياران عبد الرحمان را بكشت . عبد الرحمان به ياران خويش مىگفت : « اى گروه ابنا ، اى ابناى شاهان و اى همدمان شمشير ، اينان عجمانند و اهل نبرد و صبورى نيند ، پدر و مادرم به فدايتان در مقابل آنها صبورى